rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
کلاغ پر ....؟؟ نه. . . کلاغ را بگذلریم برای آخر ... نگاهت پر ...... خاطراتت هم پر .. .صدایت پر : کلاغ پر ..!؟؟ نه ، کلاغ را بگزاریم برای آخر ... جوانیم پر ... خاطراتم پر.. . من هم پر.. . حالا تو مانده ای و کلاغ ، که هیچ وقت به خانه اش نرسید
rezaey......یا حسین
آینه بغل ماشین هم نشدیم که بعضیا از اونی که فکر میکنیم بهمون نزدیکتر باشن
rezaey......یا حسین
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت : ” او یقینا پی معشوق خودش می آید “ پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود : ” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “ عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز .
rezaey......یا حسین
زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست!
rezaey......یا حسین
بزرگترین اشتباه ما این است که : گاهی آدمها رو ؛ بسیار طولانی تر از چیزی که لیاقتش را دارند ، در زندگیمان نگاه میداریم …
rezaey......یا حسین
تا تو هستی که دستانم را بگیری ، آرزو میکنم هر روز زمین بخورم ! کاش تابستانها هم برفی بود
rezaey......یا حسین
سلام دوستان عزیز ، روز خوش
rezaey......یا حسین
سلامتی اون رفیقی که مجازیه اما یه جوری واست سنگ صبوره که همه رفیقای واقعیت به گرد پاش نمیرسن !!
rezaey......یا حسین
مخــــدر نگاهت کـــــه در چــــــای عشـــــق حـــل شــــــد معتـــــاد تــــــو شــــدم … حـــــالکـــه گـــــاه و بی گــــــاه خشخـــــاش می چیند دلـم دیگــــر تــــزریــق خیــــالت هـم تسکیــــن نمی دهــد درد نبــــودنت را آخــــر مــرا می کشــــد این خمــــاری “تــو