rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم همین ! چرا نگاه می کنی ؟ تنها ندیده ای ؟ به من نخند من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم . .
rezaey......یا حسین
از سکـــوتــم بتـــرس ...! وقتــی که ساکـــت می شوم ... لابـد همــه ی درد دل هایــم را بــرده ام پیش خــــدا
rezaey......یا حسین
فاصله ، خط عابر پیاده ندارد دست مرا بگیر و از آن رد کن
rezaey......یا حسین
بزرگترین هدیه ایی که میتوان به کسی داد ؛ زمان است ! هنگامیکه برای یک نفر وقت میگذاری ، قسمتی از زندگیت را به او میدهی که دیگر باز پس نمیگیری !
rezaey......یا حسین
سلام ، صبحتون بخیر دوستان عزیز
rezaey......یا حسین
دوستم داری ....دوستت دارم..... نمی گویم ......نمی گویــی ....نمی دانــم تــا کی غرور باید آشنای چــشم های بی قرارمان باشد ؟
rezaey......یا حسین
سرفه هایم از سیگار نیست....خاطرات توست که در دلم خاک میخورد.
rezaey......یا حسین
حکایت ما آدمها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … …هر چقدر هم نو باشندتا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدمها رو میآفرید … جفت هر کس رو باهاش میآفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقفها نباشند …