rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
بهانه را دو دستی تقدیم کسی کن که برای گذشتن از تو در به در دنبال بهانه میگردد!
rezaey......یا حسین
الهی !نه من آنم كه ز فیض نگهت چشم بپوشم، نه تو آنی كه گدارا ننوازی به نگاهی.در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی.پشت دیوار نشینم، چو گدا بر سر راهی.كس به غیر از تو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی.باز كن در، كه جز این خانه مرا نیست پناهی.
rezaey......یا حسین
به امید تو ای خدای زیباییها، سلام ، صبح بخیر دوستای عزیز
rezaey......یا حسین
هنوز هم صدقه های من به نیت سلامتی توست.. هی!!!!!! معشوقه ی من؟؟؟؟؟؟ سلامتی
rezaey......یا حسین
غصه مرا کشت!! وقتی دیدم.. دست به سینه ایستاده ای!! من تمام راه را.. برای آغوشت دویده بودم!
rezaey......یا حسین
من و تو خیلی کارها به دنیا بدهکاریم… مثل… یک عکس دو نفره چرخ زدن بی دلیل در خیابان نوشیدن یک فنجان قهوه تلخ اما گرم در یک روز سرد زمستانی ببین من و تو هنوز خیلی کار داریم… من و تو حتی خاطره آشناییمان را هم به دنیا بدهکاریم
rezaey......یا حسین
به سلامتی اونایی که قلبشون یه ویلای اختصاصی برای یه “نفره”نه یه هتل بی ستاره برای هر “رهگذر” !!!
rezaey......یا حسین
اینکه در آغوش توست زمانی آرزویم بود، عزیزم بود ولی حالا… حرفی نیست… فقط هوایش را داشته باش! اما بازیچه اش نشو مثل من…
rezaey......یا حسین
ای کاش گفته بودی… ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای من خودم عاشق بودم… درکت می کردم…