دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رضارنج بران

09351910637 www.sunbandar.ir درباره »
رضارنج بران
مرد - مجرد
امتیاز: 12007

دنبال‌شدگان

(1014 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(548 کاربر)

گروه‌ها

(120 گروه)

بازدید

رضارنج بران
رضارنج بران

نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..

رضارنج بران
رضارنج بران

بهترینم تو همه ی عمر منی، وصله جون منی. می خواهم بهترین طعم زندگی را از هستی وجودت در کنارت حس کنم. عزیزم وجودت بهترین عالم برای من است. تنها تو را می خواهم ای تک ترین هستی من. مهربانم من برای همراه بودن با تو لحظه شماری میکنم. بگذار عاشقانه توی چشمای مهربانت نگاه کنم می خواهم بوسه بر لبانت زنم و از لبانت شهد عسل را احساس کنم. می خواهم با تو احساس بودن کنم. بوسه بر پیشانیت میزنم و میگویم:دوستت دارم

رضارنج بران
رضارنج بران

قلبم فدای تو که دنیایی از دلتنگی را به امید یک لحظه دیدنت به جون میخرم

رضارنج بران
رضارنج بران

هنوزهم دوستت دارم یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟ من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت، دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟ نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من

رضارنج بران
رضارنج بران

داستان عاشقانه پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)قلبدختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده

رضارنج بران
رضارنج بران

گاهی آنقدر واقعیت داری که پیشانی ام به یک تکه ابر سجده می برد به یک درخت خیره می شوم از سنگها توقع دارم مهربانی را باران بر کتفم می بارد دستهایم هوا را در آغوش می گیرد

رضارنج بران
رضارنج بران

چهار فصل یه نشانه است برای همه ما برای اینکه بدونیم هیچ چیزی همیشگی نیست و خدا هر روز می تونه معجزه کنه شاید امروز روز تو باشه و شاید فردا... اینکه کسی تمام شب رو تا صبح گریه می کنه بعد یک دوش آب سرد می گیره که تو اولین روز کاریش چشماش ورم نداشته باشه و بعد صبح روز بعد برای تو از امید و آینده می گه یعنی اینکه معجزه همین جاست توی قلب ما. دستهات رو روی زانوهات بزن که خدا اندازه توان هر کدوم از ما بهمون سختی و مصیبت می ده. تو از پسش بر می یای زندگی رو سخت نگیرید...

رضارنج بران
رضارنج بران

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست، نگفتم :عزیزم ، این کار را نکن . نگفتم :برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده . وقتی پرسید دوستش دارم یا نه ، رویم را برگرداندم. حالا او رفته ، و من تمام چیزهایی را که نگفتم ، می شنوم.

رضارنج بران
رضارنج بران

خدا می داند، ولی ... آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود! ... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است برچسب‌ها: خدا می داند

رضارنج بران
Avazak_ir-C65.jpg رضارنج بران

رضارنج بران
Funny Cartoons708.jpg رضارنج بران

رضارنج بران
il_570xN.187866413.jpg رضارنج بران

رضارنج بران
رضارنج بران

همیشه کنـــــــارتم بگذار تا دلشان می خواهد فشفشه به آسمان بفرستند زرد سبــــز قـــرمــــز نـــارنجــــی زیر گنبد کبود خـــــدا , همین که کنـــــارم باشی برایم کا[!]ت اصلا بگذار آسمــــان ایــــن شهـــــر را به آتش بکشند

رضارنج بران
رضارنج بران

خــدایــــا کسی را که قسمت کس دیگریست ســــر راهمان قرار نده تا شب های دلتنگی اش بـــــرای ما باشد و روزهای خوشش بــــرای دیگــــــــری

رضارنج بران
رضارنج بران

هرگا ه با هر فردی صحبت کردی و خواستی بدانی در قلبش چه احساسی نسبت به تو دارد ببین لحن کلامش با تو چگونه است اگـــر لحن کلامش با تو بر دل نشست بدان درقلبش هم همان احسا سی رادارد که بر زبان می آورد.

رضارنج بران
رضارنج بران

تحمل کردن زیبا است. اگر قراری باشد روزی به تــــو برسم انتظار آسان است اگر قرار باشد روزی تو را بیبینم زندگی شیرین است اگر قرار باشد تو مرا در آغوش بکشی مشکلات حل میشود اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم اشک ها همه به لبخند تبدیل میشود اگر قرار باشد یک بار تو را ببوسم خدایا!