رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد ! امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی . . .
رضارنج بران
دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطره ات طلاست یک کم از طلای خود حراج میکنی؟ عاشقم با من ازدواج میکنی؟ اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟ تو چقدر ساده ای! خوش خیال کاغذی توی ازدواج ما تو مچاله میشوی چرک میشوی و تکه ای زباله میشوی پس برو و بی خیال باش... عاشقی کجاست؟ تو فقط دستمال باش! * * * دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد در تن سفید و نازکش دوید خون درد آخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد او، ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل دیگران نشد رفت اگر چه توی سطل آشغال پاک بود و عاشق و زلال او با تمام دستمالهای کاغذی فرق داشت چونکه در میان قلب خود دانه های اشک داشت...
رضارنج بران
سلام صبح همگی بخیر روز خوبی داشته باشید
رضارنج بران
صبح همگی بخیر روزخوبی وخوشی داشته باشید
رضارنج بران
روزی میرسد که با لبخند تو بیدار میشوم این روز هر زمان که میخواهد باشد فقط باشد !!!
رضارنج بران
یه عاشق میگه اگه اتفاقی برات بيفته میمیرم ، اما دوست میگه اگه بمیرمم نمیذارم واست اتفاقی بیفته ! پس به سلامتی هرچی دوسته خوبه...
رضارنج بران
چه لذتی داره اونی که با همه وجودت دوسش داری یهویی صدات کنه بگه عشقم عاشقـــــــــتم.....!
رضارنج بران
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم