رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
چشم انتظار:::::: صندوقچه خاك خورده زندگيم را گشودمتا مفهوم عشق و زندگي كردن را دريابم اميد داشتم نوري بتابد و من آن عشق را ببينم آيا عشق زندگي ام هنوز در آن صندوقچه كوچك من بود ؟ اميد داشتم هنوز باشد اما وقتي ان را گشودم چيزي از عشق در آن پيدا نكردم يك مشت خاطره بود يك مشت دفتر خاطرات يك مشت خاك...! و آن چيزي كه از من مانده بود حسرت بود آن حسرت تمام وجودم را فرا گرفت به طوري كه حتي حس ميكردم مرا در قفس گذاشته اند و از اين خاك و از اين زندگي دور مي کنند... ! آيا چنين بود ... ؟ ... ! دفتر خاطرات را ورق زدم به اميد پيدا كردن عشق اما چيزي در آن نديدم جز نوشته هايي بر روي كاغذ انگاربه من لبخند ميزند و به من مي گفتند : ما را بخوان آنها نمي دانستند من فرصت اندكي دارم و وقت خواندن ندارم باز شروع به گشتن كردم شايد چيزي بيابم ورقها را زير رو كردم چيزي نبود هيچ نشاني از عشق نديدم ولي در ته صندوقچه يك گل سرخ بود آن گل سرخ خشكيده نشده بود و بوي معطر گل سرخ همه جا را پر كرد و آن نشاني از عشق بود كه به دنبالش فرسنگها راه رفتم تا آن را بيابم و زندگي خاك خورده ام را با عشق بسازم بي انكه بدانم عشق در د
رضارنج بران
می زنم هر نفس از دست فراقت فریاد آه اگر ناله زارم نرساند به تو باد چه کنم گر نکنم ناله و فریاد و فغان کز فراق تو چنانم که بد اندیش تو باد
رضارنج بران
لطیفه اس ام اس اس ام اس عاشقانه ی یه خسیس : اگه گنجشک پریدن یادش برد اگر شیرین فرهاد یادش برد اگر ماهی دریا یادش برد من پول این اس ام ا را که به شما دادم یادم نمی رود ... آزمایش یه بابایی پسرش رو میبره آزمایش کنه ببینه دیوونه هست یانه دکتر به پسره میگه برو با آبکش آب بیار پدره میگه این خسته است بزار من برم ... بد بختی پسره از باباش میپرسه فرق حادثه با بدبختی چیه ؟ میگه فکر کن ما رفتیم دریا یه موج بزرگ میاد مادرت رو میبره تو دریا به این میگن حادثه حالا اگه یکی پیدا شه مادرتو نجات بده بهش میگن بدبختی ...
رضارنج بران
عشق عشق یعنی که تورا دارم دوست که تو دانی که وصالت آرزوست چون از آن اول خلقت عشق بود من هم آموختم آن را زود که فتاده ایم ما دردنیا که شدیم ازتو و عالم ما جدا منبع عشق تو هستی ای خدا عشق را بر من تو داده ای ندا درنمازم همه ی فکرم هست که جز این عشق دگر عشقی هست؟ گر خدا هست دگرعشق چرا؟ که توانی یابی به از خدا؟ عشق بازی را ندیدم این چنین مثل تو بر بنده ی مخلص همین
رضارنج بران
تولدتان مبارک@soniya-bano
رضارنج بران
تولدتان مبارک@persiannest
رضارنج بران
از خدا پرسیدند: اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود دارد؟ خداوند خندید و گفت: شاید در سرنوشتت، نوشته باشم * * * هر چه آرزو کرد!
رضارنج بران
فرقی نمی کند از کدام جاده بیایی! به کدام پنجره بتابی! کدام واژه ها تصویرت کنند وکدام کوچه ها ازدحامت! برای این دل مانده در حسرت فقط بیا! فقط بیا!
رضارنج بران
دوباره از تو نوشتم چقدر زیبا شد دوباره از تو سرودم که گرم و گیرا شد اگرچه واژه همه کهنه و سخن تکرار میان دفترم امشب غرور پیدا شد
رضارنج بران
سرنوشت بگذارید سرنوشت هر راهی که می خواهد برود ما راهمان جداست این ابرها تا می توانند ببارند ما چترمان خداست دکتر علی شریعتی
رضارنج بران
سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن...
رضارنج بران
خداحافظ اولین پیوند،اولین سوگند،آخرین لبخند خداحافظ لحظه های ما ناتموم موندن وعده های ما خداحافظ آغوش بی وقفه دوستت دارم آخرین حرفه آخرین حرفه خداحافظ