ابر.. خانه ی موریان زده ی باران بود و سیل زده ی یک زن.. که آسمانش ؛؛ آفتاب های سرخ را قاتل است..!! برای انتقام از خرابه هایی که ؛ عظمت قصرهاش خراب میشد ؛ روی سر آدم های چوب کبریتی سوخته...
@مریـم بانـو ....از ناکجای وجود بی مقدارمان ؛؛ تا آستان بی کران کوی تو ؛؛ در میان سیلاب اشک… پلی از نیاز می زنیم ؛ پلی از انتظار از غیبت تا ظهور... جمعه ها یک به یک در حال گذر است و او خواهد آمد، بیایید در جمعه های انتظار غیبت نداشته باشیم...