( غریب )به احترام نرگس ..
من زاده دامان غمم هیچ کسم نیست جز اشک در این غمکده فریاد رسم نیست ای درد بیازار مرا هرچه توانی خوش باش که می میرم و کس داد رسم نیست
( غریب )به احترام نرگس ..
گرگها هجوم آورده اند، حکم کرده اند!، دریده شوم... به جلو مینگرم، راهی نیست. پشتِ سر، پناهی نیست. در کنار، یاری نیست. با توام!، آن بالا، خدایی هست؟!
( غریب )به احترام نرگس ..
روزگارا كه چنين سخت به من ميگيري باخبرباش كه پژمردن من آسان نيست گرچه دلگيرترازديروزم گرچه فرداي غم انگيزمراميخواند اما باوردارم دل خوشيهاكم نيست زندگي بايدكرد...
( غریب )به احترام نرگس ..
کاش به جای حجاب، حیاء اجباری بود، شَرف اجباری بود، راستی و درستی اجباری بود، ...کاش انسان دوستی اجباری بود، کاش دروغ نگفتن، فریب ندادن، داشتنِ معرفت و وجدان اجباری بود، کاش...
( غریب )به احترام نرگس ..
بهانه بود چه گمنام اومدی و شهره نفرت گشتی در شهر سیاه پوش دلم نمی دانستی ؟؟؟ تنها بودن را دوست دارم اما تنها ماندن را نه و گاهی فقط جابه جایی چند فاج فاجعه می افریند دیار من ابی بود ز اشک هایم و سرزمین تو سرخ بود ز خون هایی که به دل کردی تفاوت عمق احساس بی زاری است پوچی را می سازیم
( غریب )به احترام نرگس ..
خوبم ، باور کنید. اشکها را ریخته ام ، غصه ها را خورده ام نبودن ها را شمرده ام این روزها که می گذرد ، خالی ام خالی ام از خشم , دلتنگی , نفرت و حتی از عشق خالی ام از احساس.
( غریب )به احترام نرگس ..
می نوشتم كه گريه نكنم ، ديگر نمی نويسم ، چون ديگر كارم از گريه هم گذشته !!!
( غریب )به احترام نرگس ..
چـرا سـاکـت نـمـی شـوی؟ صـدای نـفـس هـایـت . . . در آغـوش ِ او از ایـن راه ِ دور هـم آزارم مـی دهـد !!! لــعــنــتــی . . . آرامـتـر نـفـس نـفـس بـزن !
( غریب )به احترام نرگس ..
اگر خون هم گریه کنی عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است : " آخـــــــی "
( غریب )به احترام نرگس ..
گران نباش... من می دانم چگونه با حسرت نبودنت تا کنم... فقط برایم بنویس هنوز میخندی...! به کی بگم دلم برات تنگه.........
( غریب )به احترام نرگس ..
تو میگذری... زمان .. میــگـــــذرد !.. چه کنم با دلــــی .. که از تو .. توان گذشتنش .. نیست !!
( غریب )به احترام نرگس ..
خواب هایت را با که شریک میشوی...؟؟ اما هنوز شریک تمام بی خوابی های من تویی...!