( غریب )به احترام نرگس ..
خیال کردی..رفتی و تمام..؟؟ پریدی... وخلاص..؟؟ من هرگز کوتاه نمی آیم..!! میبینی... تا ابد دهانت.. از شعرهای عاشقانه من سرویس است...
( غریب )به احترام نرگس ..
به همه میخندی...با همه دست میدی... دستتو میگیرم...دستمو پس میدی... اما دوست دارم پشت من بد میگی...حرف مردم میشم...دستشو میگیری... عشق دوم میشم... اما دوست دارم..
( غریب )به احترام نرگس ..
غریبه وار که آمدی... دلم برای تو بود..! با کسی آشنا نبودی..!! اما...اکنون.. از تو دلگیرم... که با همه ی آشنایی و تنها من... برایت غریبه ام..!!
( غریب )به احترام نرگس ..
آنقدر برای تو بوده ام... که دیگر... من برایم غریبه است...! اینگونه است وقتی که میروی... میمیرم... چون نه تورا دارم نه خودم را...!!
( غریب )به احترام نرگس ..
روی هرکس دست گذاشتیم.... روی ما پا گذاشت...
( غریب )به احترام نرگس ..
فقط.... دوری نیست که.. دل آدم رو می سوزونه...!! بودن...و ماله تو نبودن... دردش بیشتره...!
( غریب )به احترام نرگس ..
خیالت همه جا با من است... اما... دلم گرمای بودنت را می خواهد...! نه سردیه... خیالت را...!!
( غریب )به احترام نرگس ..
خیلی حرف هست... که تو هرروز در گلویت... بغض کشنده ای احساس کنی... برای کسی که... بدانی...حتی یک بار در عمرش... به خاطر تو... بغض هم نکرده است...!!
( غریب )به احترام نرگس ..
تو برو... من هم برای این که راحت تر بروی... میگویم..:برو خیالی نیست...!! ...اما... کیست که نداند... بی تو..تنها چیزی که هست... خیال توست..!!!
( غریب )به احترام نرگس ..
هی تو که گذشتی از من... او هم از تو می گذرد.
( غریب )به احترام نرگس ..
از تو چه پنهان... گاهی برام آنقدر خواستنی میشوی... که شروع میکنم... به شمارش تک تک ثانیه ها...! برای یک بار دیگر رسیدن... به بوی تنت..!!
( غریب )به احترام نرگس ..
خیلی سخته... به خاطر کسی که دوسش داری... همه چیز رو از سر راهت خط بزنی...!! بعد بفهمی.. خودت تو لیستی بودی که...! اون به خاطر یکی دیگه... خطت زده..!! ...
( غریب )به احترام نرگس ..
تو رفتی...! انگار که من از اولش نبودم... من ولی میمانم..! انگار... که تو تا آخرش هستی..!!
( غریب )به احترام نرگس ..
شنیدم وقتی که می رفتی ، رد پایت را پاک می كردی بی خیال من دنبال دلت بودم وقتی دلت با من نیست ، برو خوش باش چه فرقی میكند كجا باشی ...............!
( غریب )به احترام نرگس ..
“دنیا” ، بازیهایت را سرم در آوردی… گرفتنیها را گرفتی… دادنیها را ”ندادی “… حسرتها را کاشتی… زخمها را زدی … دیگر بس است… چیزی نمانده … بگذار آسوده بخوابم … محتاج یک خواب بی بیدارم.