romina
تنم پر از زخم هايي است،كه قرار بود وقتي بزرگ شدم يادم بره...
romina
به دنبال ویلچرى هستم براى روزگار!! ظاهرا پایى براى راه آمدن بامن ندارد.
romina
خوبم، باور کنید اشکها را ریخته ام، غصه ها را خورده ام نبودن ها را شمرده ام این روزها که می گذرد، خالــی ام خالــی ام از خشــم، دلتنــگی و نفــرت
romina
اگه به اوني که ميخواي نميرسي، آهسته تر برو تا اوني که تو رو ميخواد بهت برسه
romina
خــــود آزاری یعنــــی میــــری اونجاهایــــی کـــه باهاش خاطــــره داشتــــی و ... بــــه یــــادش مــــی میری ......
romina
روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند… و نمره ی من باز صفر می شود … هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام ….!!!!
romina
نگران تنهـــــــــــــــــــــــــهایی من نبــــــــــــــــــاش تنهـــــــــــــــــــــــــــا نیستــــــــــــــــــــــم هــــــــــق هـــــــــــق گریه هایــــــــــــــــــــم بی کسی هایـــــــــــــــــم قرص هـــــــــــــــــــــایم لــــــــــــرزش دستـهــــــــــــــــــــایم همــــــــــــــــــــــــه هستــــــــــــــــــــتند...
romina
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت ، فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است ...
romina
میدانی؟ میدانی از وقتی دلبستهات شدهام
همهجا بوی سیب و بهشت میدهد
هرچه... میکنم چهار خط برای تو بنویسم
میبینم واژهها خاک بر سر شدهاند
هرچه میکنم چهار قدم بیایم
تا به دستهایت برسم زانوهایم میخمد
نه اینکه فکر کنی خستهام
نه اینکه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه٬ تا آخرش همین است
نگاهت به لرزهام میاندازد
romina
شیطان اندازه یک حبّه قند است گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما حل می شود آرام آرام بی آنکه اصلا ما بفهمیم و روحمان سر می کشد آن را، آن چای شیرین را، شیطان زهرآگین دیرین را، آن وقت او خون می شود در خانه تن، می چرخد و می گردد و می ماند آنجا او می شود من
romina
هر که را دیدم خیانت کرد و رفت هر که با من بود یار من نبود هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت خود ندانستم از این غمها چه سود
romina
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت دست نه ، دل تکان می دهم
romina
چگونه در این چشم های زیبا جا داده ای این همه دروغ را؟!