دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

romina
زن - مجرد
امتیاز: 755

دنبال‌شدگان

(42 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(249 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

romina
romina

تنم پر از زخم هايي است،كه قرار بود وقتي بزرگ شدم يادم بره...

romina
romina

به دنبال ویلچرى هستم براى روزگار!! ظاهرا پایى براى راه آمدن بامن ندارد.

romina
romina

سلام كيا هستن؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
romina
romina

خوبم، باور کنید اشکها را ریخته ام، غصه ها را خورده ام نبودن ها را شمرده ام این روزها که می گذرد، خالــی ام خالــی ام از خشــم، دلتنــگی و نفــرت

romina
romina

اگه به اوني که ميخواي نميرسي، آهسته تر برو تا اوني که تو رو ميخواد بهت برسه

romina
romina

خــــود آزاری یعنــــی میــــری اونجاهایــــی کـــه باهاش خاطــــره داشتــــی و ... بــــه یــــادش مــــی میری ......

romina
romina

روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند… و نمره ی من باز صفر می شود … هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام ….!!!!

romina
romina

لعنت بــه بعضی خیابونــــا . . . بــه بعضی حرفـــــا . . . لعنتیا آدمو میبرن به روزایـــی کــــه واســـه از بیــن بُـــردنـش تـو ذهـنـت ویــــرون شــــــدی...

این ارسال را بازنشر کرده است.
romina
romina

نگران تنهـــــــــــــــــــــــــهایی من نبــــــــــــــــــاش تنهـــــــــــــــــــــــــــا نیستــــــــــــــــــــــم هــــــــــق هـــــــــــق گریه هایــــــــــــــــــــم بی کسی هایـــــــــــــــــم قرص هـــــــــــــــــــــایم لــــــــــــرزش دستـهــــــــــــــــــــایم همــــــــــــــــــــــــه هستــــــــــــــــــــتند...

romina
romina

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت ، فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است ...

romina
romina

می‌دانی؟ می‌دانی از وقتی دلبسته‌ات شده‌ام همه‌جا بوی سیب و بهشت می‌دهد هرچه... می‌کنم چهار خط برای تو بنویسم می‌بینم واژه‌ها خاک بر سر شده‌اند هرچه می‌کنم چهار قدم بیایم تا به دست‌هایت برسم زانوهایم می‌خمد نه اینکه فکر کنی خسته‌ام نه اینکه تاب راه رفتن نداشته باشم نه٬ تا آخرش همین است نگاهت به لرزه‌ام می‌اندازد

romina
romina

شیطان اندازه یک حبّه قند است گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما حل می شود آرام آرام بی آنکه اصلا ما بفهمیم و روحمان سر می کشد آن را، آن چای شیرین را، شیطان زهرآگین دیرین را، آن وقت او خون می شود در خانه تن، می چرخد و می گردد و می ماند آنجا او می شود من

romina
romina

هر که را دیدم خیانت کرد و رفت هر که با من بود یار من نبود هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت خود ندانستم از این غمها چه سود

romina
romina

آنکه بین من و تو شام جدایی آورد ، می کنم نفرینش ، یا الهی ، بکنش چون من زار ، پیش معشوقش خار ، هر دو چشمانش تار ، تا بداند چه به من می گذرد ، از غم دوری آن چشم عزیز

romina
romina

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت دست نه ، دل تکان می دهم

romina
romina

چگونه در این چشم های زیبا جا داده ای این همه دروغ را؟!