romina
تنم پر از زخم هايي است،كه قرار بود وقتي بزرگ شدم يادم بره...
romina
یکی از فامیلامون ( دختر ) یک سال مالزی بود ، بعد دو سال رفت کانادا ، تنهام زندگی میکنه . واسه تعطیلات برگشته ایران . خواست بره کیش با دوستش ، باباش اجازه نداد ! گفت نمیذارم تنها بری مسافرت !
romina
شک نکن عزیزم بدون مـــن هــــوا ســــــــرده الان گرمـــــی نمیــــفهمـــــی !!!
romina
شاید خاص بود اما خاصیت نداشت...
romina
سنگ هایـی کـــه من از یادِ تو بر دل میــــزدم خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم . . .
romina
به نظرت وقتی یه گربه خیس اینطوری نگاهت میکنه هدفش چیه ؟
romina
اسپند دود می کنم ، برای عشقمان هر شب میان راز و نیاز های شبانه نکند جادوگر زشت بی تفاوتی ، چشممان بزند . . .