romina
تنم پر از زخم هايي است،كه قرار بود وقتي بزرگ شدم يادم بره...
romina
میدانی؟ میدانی از وقتی دلبستهات شدهام
همهجا بوی سیب و بهشت میدهد
هرچه... میکنم چهار خط برای تو بنویسم
میبینم واژهها خاک بر سر شدهاند
هرچه میکنم چهار قدم بیایم
تا به دستهایت برسم زانوهایم میخمد
نه اینکه فکر کنی خستهام
نه اینکه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه٬ تا آخرش همین است
نگاهت به لرزهام میاندازد
romina
ﯾﻪ زن ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ.... . . . . ﺍﺯﻣﻮﻥ ﺑﭙﺮﺳﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﻨﺪ جا ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭی رفتی ﻣﺎﻡ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯿﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭی رفتم ، ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ! ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﻢ ﺫﻭﻕ ﻣﺮﮒ ﺑﺸﻪ، ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﻪ ﻭ ﮔﯿﺮ ﮐﻨﻪ ﺗﻮ ﭘﻨﮑﻪ ﺳﻘﻔﯽ ﺗﯿﮑﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﺷﻪ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺭﺍﺣﺖ ﺷﯿﻢ!
romina
سلام دوستان،من بعد قرني اومدم...
romina
توسط موبایل
من سر کلاسم زیست داریم.شما هم مثل منید آیا؟