romina
تنم پر از زخم هايي است،كه قرار بود وقتي بزرگ شدم يادم بره...
romina
توسط موبایل
ترکیدم چقد پستای منو کپی میکنی.دیدگاهو باز کن بزار از حقه خودم دفاع کنم.لایک نکنید بابا پستای سارارو.
romina
توسط موبایل
دخترخاله 2،3تا از پستای منو کپی کردی چپ و راستم لایک میگیری...مبارکه فندوق جونم
romina
توسط موبایل
دوستای عجیجم من رفتم لالا.
romina
توسط موبایل
دیگر پستچیه پیر شهرمان برایم نامه نمی آورد... تو هر روز برایم نامه مینویسی مگر نه؟؟؟!!!؟؟
romina
توسط موبایل
عرض کوچه را آنقدر قدم زدم که یادم رفت کدام طرف کوچه بن بست بود...حالا از هر سو که بیایی دیگر فرقی نمی کند... دیگر غریبه هستی!!!!
romina
توسط موبایل
از خدا پرسیدند:اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای...آرزو کردن چه سود دارد؟؟؟ خداوند فرمود:شاید در سرنوشت نوشته باشم هرچه آرزو کرد!!!
romina
توسط موبایل
گاهی دویدن برای رسیدن به کسی... نفسی برای ماندن در کنار او باقی نمی گذارد...
romina
توسط موبایل
لباس هایم که تنگ میشد می بخشیدم...دل تنگم را حالا چه کسی میخواهد؟؟؟؟؟
romina
توسط موبایل
مرد زندانی می خندید... شاید به زندانی بودن خویش... شاید هم به آزاد بودن ما... راستی زندان کدام سوی میله هاست؟؟!!؟
romina
توسط موبایل
در سکوتم دنیایی از ناگفته ها مخفی است...
romina
توسط موبایل
اگه تو زندگی یکی از سیم های سازت پاره شد،آهنگ زندگیتو جوری ادامه بده که هیچکش نفهمه به تو چی گذشت،حتی اونی که سیمو پاره کرد...