رویــــآ ✔
بی کلام تر از بادم ...در گذرگاه خسته ی کوه..
رویــــآ ✔
این روزهــــــا / ، حوصلـﮧ اـے برای شیرین نـوشتن نیــست فرهـــاد هــم اگر بــود / تلــــخ می نوشــت... / .
رویــــآ ✔
مثل آن است که شاهرگ احساسم را زده باشی بند نمی آید دوست داشتنت...!
رویــــآ ✔
منی که کنارش تو نباشد بزرگترین پارادوکس دنیاست ..
رویــــآ ✔
از يه جايی به بعد نه اين که فايده نـداشته باشه ها نـه ارزشش رو ديـگه نـداره !!!
رویــــآ ✔
گاهی یک جور غمی ته دلت هست که هر چه میگردی مرجعش را پیدا نمی کنی این جور غمها بیشتر از ناراحتی آدم را کلافه می کنند ..
رویــــآ ✔
فرهــنگـ ِ لــغـتــ ِ آدمـ هـا ، خیلـے ناقصــﮧ براـے خیلے از حــس هـا هـــیچ ڪلمـﮧاـے نــیســت !
رویــــآ ✔
چو رخت خویش بر بندم از این خاک همه گویند با ما آشنا بود ولیکن هیچ یک کس ندانست کین مسافر چه گفت و با که گفت و از کجا بو د
رویــــآ ✔
با آن هيكل نحيف ؛ چه جايي گرفته بودي در زندگي اَم..!
رویــــآ ✔
آسمان ابری بود ما غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم باید هم کابوس می دیدم ...
رویــــآ ✔
دلم شعر نمیخواهد دلم تو را میخواهد
رویــــآ ✔
«غمگینم» ؛ چونان پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد ، پسرش نیست
رویــــآ ✔
آسمان پر شده از ستاره و دل من پر از تنهایی.. شاید فردا اثری از هیچ کدام نباشد..