امروزم یکی دیگه از روزای پاییزی غمناک من بود خیر سرم خواستم برم بیرون ک اروم شم ... خواهرم گفت بزار من پشت فرمون بشینم برای اولین بااااااار ماشین از رو به رو اومد اونم حول شد گازو فشار داد و زد به ماشین پارک شده ماشین ما خیلی داغون نشد اما ماشین طرف یکم خسارت دید اینم از شانس عن من
زندگی با توااام خون به دلم کردی اشکام خشک شدن از بس اذیتم کردی تا کی میخوای ادامه بدی؟؟؟ از حال بد ما چی بهت میرسه؟ تو ک آنقدر ازم بدت میاد ک طاقت خوشیمو نداری و همیشه تو ذوقم میزنی؟؟؟ خووو بیا جونمو بگیر تا دلت حسابی خنک شه قدرتشم ک قربونت برم داری
خودت گفتی یادت رفته؟
ربطی به خریت نداره.هرچیزی حدو حدود خودشو داره
یعنی عاشق ترین آدمم نمیتونه همچین کاری کنه
تو الان با این کارت فقط باعث آزار خودت میشی که هیچ سودیم نداره
نمیگم باهاشونم بد رفتار باشی
ولی باید بی تفاوت باشی
هرچیم که سخت باشه کاریه که شده
اینجوری فقط ارزش خودتو پایین میاری
خب پس تمومش کن.این وسط تو فداکاریتو کردی
به اون دخترم ارتباطی نداره.طرف تو همون پسرس که مطمئنن اگه تورو میخواست سمت دختره که همون دوستت بود نمیرفت
رویا شاید باورت نشه ولی نصف شبی اعصابم خورد شد
اصلا" برام قابل هضم نیست این موضوع.نه که بگم واسه تو.متاسفانه مشکل جامعه امروز ما همین شده.هیچکی به حق خودش قانع نیست.
انتخابامون اشتباهه/نمیخوایم واقع بین باشیم
الان من تا صبحم حرف بزنم تو همون افکار خودتو داری
خودتم میدونی اشتباهه و آخرش پوچه ولی نمیخوای کوتاه بیای
ببخشید که زیاد حرف زدم
امیدوارم دختر عاقلی باشی و درست تصمیم بگیری