Roza Soul
اسمانم...عرصه ی پرواز هر مرغی شدی...
Roza Soul
تو این دنیای به این بزرگی یه بال بهمون دادن تازه اونم سیاه...با یه لونه...که اونم دونه دونه ازهر جایی جمع کردیم تا شده لونه...جالبه که تیغ روزگار این یه بال مونده هم به ما نمیبینه...
Roza Soul
اسمان هم که به رنگ ...سیاه روزگار من است...
Roza Soul
انقدر تنها وخاموش شده ام ...که کبوتران با ارامش در کنارم لانه میسازند...