میگویند یک روزی هست ..
که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ...
و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!
فقط نمیدانم ....
تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
اهای دنیا ....بی حوصله ام .....آسمان روی سرم سنگینی میکند.... روزهایم کش آمده ....هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم.... روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند.... تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد
کمی
بی حوصله ام
آسمان روی سرم سنگینی میکند
روزهایم کش امده
هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم
باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم
روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند
چون
من خوبم ….من آرامم……
تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد
فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم
آه
و
آه
و بازم آه
خسته شدم از این همه آه
شبها تمام آه ها در سینه منند
ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم
اما حیف که قول داده ام
من خوبم ….من آرامم……
فقط کمی دلواپسم
کاش قول گرفته بودم از تو
برای کسی از ته دل نخندی
می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود
حال و روزش شود این…
تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من باید
آرام باشد …..خوب باشد….. قول داده باشد
بیچاره..
نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم
همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم
تو راحت باش
من خوبم ….من آرامم……
آخر من قول داده ام که آرام باشم
باورت می شود؟ من خوبم
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم… نسل خوابیدن با اس ام اس… نسل دردو دل با غریبه های مجازی… نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه… نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان… نسل عکسهای برهـ ـنه بازیگران… نسل جمله های کوروش و شریعتی… نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس… نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش… نسل تنهایی,نسل سوخته… یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم: یادش بخیر… دنیای ما هم همینجوری بود…
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت،دلباخته سفربود اماضجه نزد،زخم داشت و ننالید،گریه کرد اما اشک نریخت،حکایت کسی است که پرازفریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها رابشنود...

13 سال و 9 ماه و 15 روز و 58 دقيقه قبل
13 سال و 9 ماه و 15 روز و 57 دقيقه قبل


13 سال و 9 ماه و 15 روز و 56 دقيقه قبلبخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
13 سال و 9 ماه و 15 روز و 53 دقيقه قبلمی دانی این چندمین باری است که تو را می خوانم؟
گوش میدهم،گوش میدهم و گوش میدهم
ولی صدایی نمی شنوم
شاید صدای من را نشنیده ای
فریاد میزنم،صدایت میکنم،همه میشنوند
ولی باز هم صدایی از تو نمی آید
ایمان دارم که صدای من ،این صدای خسته به تو نمیرسد
خیلی از من دوری
صدایم نمی رسد
آرام در قلب خودم صدایت میزنم
خدایا...
صدایم را میشنوی؟
صدایی نمی آید ،گوش میدهم و دو باره صدایت میکنم
صدایی نمی آید
گوش میدهم و گوش می دهم و گوش میدهم
باز هم صدایی نمی آید
ولی چیزی را احساس میکنم که جوابم را میدهد
چیزی را با تمام وجودم احساس می کنم
او خدای من است

13 سال و 9 ماه و 15 روز و 48 دقيقه قبل