sahar
خــود را نرنجــان … آنکـه بودنـت را قدر ندانست ! لایق حضــور در فکـرت هم نیست … !!!
sahar
برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو
sahar
توسط موبایل
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم،غافل از انکه لحظه ها همان خوشبختیند.
sahar
توسط موبایل
دنیارامیدهم برای لبخندت،هراسی نیست،شادکه باشی دوباره دنیاازآن من است!
sahar
از باد در بدر ترم و کو به کو ترم/ ازطفل خانه گمشده، پرجستجوترم/ مردم به چشم آب نگاهم کنند لیک/ من ازسراب پیش تو بی آبرو ترم/ پرواز را ز کوی تو آغاز کرده ام/ سنگم مزن که در حرم تو کبوترم
sahar
دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد. دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت: « امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد». آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند. ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد. او بر روي سنگ نوشت:« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .» دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:« چرا وقتي سيلي ات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند.»
sahar
مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .
sahar
ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی
sahar
خدايا! چگونه زيستن را به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
sahar
در شكم نهنگ اسيري از غرق شدن نترس دريا همين جاست: در عمق چشمان تو!
sahar
ان قدر زجر کشیدم زجهان سیر شدم / صورت گرچه جوان است ولی پیر شدم .
sahar
غروب آفتاب نزدیک است و من صبح را دوست دارم