صابر
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟ بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است .
صابر
در چشمانت چيست که مرا به سوي خود ميکشد؟ در گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم دوست ندارم که بگويم دوستت دارم دوست دارم که بداني دوستت دارم
صابر
اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست
صابر
بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
صابر
يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !
صابر
با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم ...
صابر
قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام ...
صابر
هيچ وقت گريه نکن ! چون هيچکس لياقت اشکهای تو را نداره.
اگه هم داشته باشه طاقت اشکهای زيبای تو را نداره...
صابر
تـــ ــنـــ ــهـــ ــايـــ ــم ... تــ ــنــ ــهــ ــاتـــر مــ ــی شـــ ــوم .. بــــوی خـ ــاک،بـوی تنـهـايی حــ ــس نـــ ــمــ ــی کـــ ــنـــ ــی... چــ ــقـــ ــدر غــ ــريـــ ــبـــ ــم، .. در نــ ــگـــ ـــاه تــ ــو انگـــ ـــار مــ ــدتهـــاست كه سفر كرده ام نــ ــيـــســـتـــ ــی.. مــی دانـــ ـــم.. امـــا هنــ ــوز هم، من تمام لحظه های عمر را در حسرت ان نگاهپــر تلاطم اخر بسر می كـــ ـــنـــ ــــم. مــی بـــ ـارد بـــــ ــاران، مــی تــراود مهــ ــتـــاب، و امـــ ــا مــ ــن بــ ـــی تـــ ـــو.........
صابر
شب در چشمان من است به سیاهی چشمهای من نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهای من نگاه کن شب و روز در چشمهان من است به چشمهای من نگاه کن پلک اگر فروبندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت (حسین پناهی)