♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ســـــــــــــــــــــــــــــــــراب، تنها تشنگان را میدواند سیراب که باشی حقهاش از جا تکانت نخواهد داد . . .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
می توان دید......... می توان خندید.......... می توان بودن را احساس کرد ! می توان احساس را باور کرد ! می توان باور را ایجاد کرد ! ......در کنارت ای « رهایی » می توان پرواز را اغاز کرد
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خراب برهنگی نفس هایت می شوم... آن لحظه که طاقت کم می آوری ... و پیله ی آغوشت تنیده میشود برایم....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
زندگـــــــــــــی دارد عکس میچرخد... و تو را دورتر و دورتر میکند... کاش زبانِ چرخدندهها را میدانستم...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از نقطه ی خستگی ، به نقطه ی خستگی راه می روم بر یک مدار !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آهای، آهای، یکی بیاد .. یه شعر تازه تر بگه !! برای گیس گُلابتون از مرگِ جادوگر بگه !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دنبالِ عروسکِ کوچکِ گم شده ای ، تمام سوراخ سُنبه های خانه را گشته ام .. نیست ! گویا من بزرگ شده ام مادر .. باورمی کنی ؟!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کاش بادی بوزد بر شاخه ی این درخت .. دیگر وقتِ افتادن برگ لرزان ِ اتفاق است !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
حــــــــــــــــــرف برای گفتن زیاد است اگر ... دلتنگی بگذارد ........