راس میگم دیگه خودت بگو هادی چی شدیم ما ؟؟ کجای زندگی هستیم؟؟؟ کجا رفت اون همه صمیمیت>> سایه ی هم رو با تیر میزنیم.. جرات نمی کنیم بهم دیگه نزدیک بشیم مبادا مخاطبها برنجند ... این دوستیها تهوع آوره
خوب به نظر خودم که همه میگن دنیای مجازی من به شخصه خودم این رو یه جورایی حقیقی می دونم ....چونه هم تونستیم دوستهای خوبی پیدا کنیم و هم اینکه تو حس و حال هم دیگه نقش داشته باشیم و الی آخر.......
اگرم شبا بیداریم ...چون دوستانی بودیم که که مانند اعضای یه خانواده بهم عادت کردیم که اگر یه شب نباشیم نگران یکی دیگه هستیم که چرا نیست و یا اینکه اگر هست چرا منزوی شده ؟! مثل دیشب خودت که بودی انگار نبودی ! و اگرم چند نفر نباشن اون شب بی حاله و زود میریم به خواب ....
مخاطبها هم اگر واقعا این جمع رو شناخته باشن نباید از هم ناراحت باشن ...به گفته همون جمله اگر کسی رو باور داری همش یه قدم جلوتر از کسی هستی که دوسش داره ....پس کارهای غیر رو باید رها کرد
اگر ماها بیاییم جنبه های منفی اطرافمون رو به راحتی ببخشیم و یا هر چیزی که رخ داده ندیده بگیریم به راحتی میشه همه چیز رو ساخت ..مگه ساختن از چی میاد فقط بخواه و بشه هدفت
خودم که تا به حال نشده از کسی ناراحت بشم و یا اگر بشم خیلی زود هم می بخشم و از ذهنم پاکش می کنم ...چون ارزش دوستیها یه چیز دیگه هست ..این ارزشها بعد چند سال دیگه خیلی خودش رو آشکارتر بروز می ده !
همسایمون یه طوطی خریده من هم به مامانم میگم: ما هم یكی بخریم میگه: اونا واسه دخترشون خریدن من هم میگم: ما هم واسه خواهرم بخریم مامانم جواب میده: دختر همسایه تنهاست با طوطیه حرف می زنه ولی خواهرت تو رو داره. این هم مامان داریم كل هدف آفرینش ما رو برد زیر سوال
سلام گلپری جونم اینکه تکی تو صفحه ی اصلی کاربر جدید ببینم یا برم پروفایلش میشه دنبالش کنم من منطورم همه ی کاربرانه چطور میشه با گوشی همه کاربران رو دید!
دقت كردين بعضيا میان پستا رو نه Like ميزنن نه Cm ميذارن !!بعدم همه رو مثل بنز به اسم خودشون کپی میکنن.....!!!!!!!!! اينا همونایی هستن که ميرن عروسی حتی دست نميزنن مثل بز ميشينن و احساس با کلاسی بهشون دست میده !!
هـــر وقـــت شـــک می کنـــم به عشــــق، به خنــــده، به مهــــر، به گرمــــا، حتــــی بــه خـــاک!
هـــر وقـــت گـــم می کنــــم راهــــم را، آسمــــان را، حتــــی خــــودم را!
جـدا " و عمیقا " بفکر فرورفته بودم ... چرا اصن همش شبا بیداریم و نمیتونیم بخوابیم ؟؟ چی شد ک اینجوری شد ؟ چقد از هم دوریم و چقد نزدیک ....
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 10 دقيقه قبل
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 14 دقيقه قبلراس میگم دیگه
خودت بگو هادی چی شدیم ما ؟؟ کجای زندگی هستیم؟؟؟ کجا رفت اون همه صمیمیت>> سایه ی هم رو با تیر میزنیم.. جرات نمی کنیم بهم دیگه نزدیک بشیم مبادا مخاطبها برنجند ... این دوستیها تهوع آوره
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبلخوب به نظر خودم که همه میگن دنیای مجازی من به شخصه خودم این رو یه جورایی حقیقی می دونم ....چونه هم تونستیم دوستهای خوبی پیدا کنیم و هم اینکه تو حس و حال هم دیگه نقش داشته باشیم و الی آخر.......
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبلاگرم شبا بیداریم ...چون دوستانی بودیم که که مانند اعضای یه خانواده بهم عادت کردیم که اگر یه شب نباشیم نگران یکی دیگه هستیم که چرا نیست و یا اینکه اگر هست چرا منزوی شده ؟! مثل دیشب خودت که بودی انگار نبودی ! و اگرم چند نفر نباشن اون شب بی حاله و زود میریم به خواب ....
مخاطبها هم اگر واقعا این جمع رو شناخته باشن نباید از هم ناراحت باشن ...به گفته همون جمله اگر کسی رو باور داری همش یه قدم جلوتر از کسی هستی که دوسش داره ....پس کارهای غیر رو باید رها کرد
اگر ماها بیاییم جنبه های منفی اطرافمون رو به راحتی ببخشیم و یا هر چیزی که رخ داده ندیده بگیریم به راحتی میشه همه چیز رو ساخت ..مگه ساختن از چی میاد فقط بخواه و بشه هدفت
خودم که تا به حال نشده از کسی ناراحت بشم و یا اگر بشم خیلی زود هم می بخشم و از ذهنم پاکش می کنم ...چون ارزش دوستیها یه چیز دیگه هست ..این ارزشها بعد چند سال دیگه خیلی خودش رو آشکارتر بروز می ده !
شرمنده دیر جواب دادم چون نتم قطع شده بود دوباره متن رو سند کردم
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبل