گناهت را نمیبخشم! تو را با دبگری دیدم که گرم گفتگو بودی با او آهسته میرفتی سراپا محو او بودی صدایت کردمو بر من چو بیگانه نگه کردی شکستی عهد دیرینه گنه کردی گنه کردی گناهت را نمیبخشم! چه شبها را که من تنها به یاد تو سحر کردم چه عمری را که بیهوده به پای تو هدر کردم گناهت را نمیبخشم! همین بود آن وفایی را که میگفتی همین بود آن صفایی را که میگفتی تو که خود این چنین بودی چرا روزم سیه کردی.......... سیه کردی سیه کردی..... گنه کردی گنه کردی.....
دست و بالم از حرف خالی ِ خالیست.. هر چه هست تویی ، و <تــــو> حرف نداری .
عزیزمــــــــــــــــــــــــــــی
14 سال و 10 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبل
merc sadaf jonam fogholade bod
14 سال و 10 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 44 دقيقه قبل