♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یه روز میای می بینـــی که خیلی وقته رفتـــــــم ...!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مالامال از سکوت می شود دنیای اطرافم ؛ "تو" را که نفس نکشم !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
روزی از این روزها خواهم رفت ... اما آن روز دیگـــر حتما خودم هم شعر شده ام ... بسکه روز و شب به شعر کشیدم ات ، بسکه خاطراتت را هر شب به سینه چسباندم و به بستر بردم... آنروز دفتر شعرم برایت شهادت میدهد ... چه ها بر سرش میآوردم تا پا بکشم از خطی به خطی ، صفحه ای به صفحه ای ... آنروز من شعر خواهم مرد و ( تو ) شعـــــر خواهی ماند ... مرا در خاک خفظ کنند و ( تو ) را در سینه ... آری هردو شعــــــــر خواهیم بود ، اما تو باز تورا عده ای خواندند ، عده ای خواستند مارا که نه خواستند و نه خوانند ... هیچکس دفتر این دل ما را ورقی هم نزد تا بداند چه میکشیم و چه میگوییم... بازهم مثل همیشه دلم که میگیرد مزخرف زیاد مینویسیم ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتی که روزنـــــــــــــــــــــه مسدوده .. پی فتح آرزوها بودن مضحکه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هرکس گذشت از نظرت ، در دلت نشست ، تنها گناه آینه ها زود باوریست .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ای کاش ساده می اندیشیدیم ؛ساده عاشق میشدیم ؛ساده گذشت را تجربه می کردیم ،اما گران عاشق می ماندیم حتی در ناملایماتش...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چشمانت را چرا می بندی؟؟ من در انتهای وجودت لانه گزیدم ؛چشم دل بستنی نیست...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بادهای نا ارام روحم را زخم می زنند کسی نمی داند این روزها من در عبور لحظه های سرد گم شده ام...
و دیگه خیلی دیر شده
14 سال و 8 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 24 دقيقه قبلخیلی گلی..
14 سال و 8 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 22 دقيقه قبل