♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
الهی ! اگر بخواهم شرمسارم.... اگر نخواهم گرفتار....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
masalan shab khosh goftimaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تا روز بود ، غروب را آرزو می کردی به تاریکی که رسیدی ... ... خورشید پرست شده ای شب خوش همگی
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یکـــ ساعَتـــ که آفتابـــ بتابد خاطرهـ ی شبــِ بارانــ ـی از یـــاد میرود ...... این استـــ حکایتــِ انساטּ هآ ...... " فراموشــــــے ".
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
فرهاد میدانست صد سال نمیتواند ..... کوه را بکند ..... فقط میخواست یک عُمر،اسمش را با "شیرین" بیاورند
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آروم زل بزن به گوشیت. . . . دیوونه همین نگاتم .........