♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خدا در تاریکی گريه میکند ! و من از دلتنگی ِ تـــو تمام میشوم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
طلوع قلب بی غروب من، با تو این برایم رویا شده که روزی ببینم خودم را در آغوش تو
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تنها 10 دقیقه دیرتر رسیدم ، امـــا... همه چیز دست نخورده بود و بی نقص.. درست مثل صحنه ی جنایت ! فنجان نیمه پر... سیگار ناتمام... صندلی کج... و تکه ای کاغذ... که با شتاب بر رویش نوشته بودی : من <رفتـــــــــــم> ...!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سلام بر اهــــــــــــــالی#دنبالر
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بیادت هستم حتی اگر قرار باشد ، شبی بی چراغ در حسرت یافتنت تمام کوچه ها را قدم بزنم . . .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به سلامتی "#دنبالر" که هر وقت ما میخوایم بریم سرعتش خوب میشه !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دوست داشتن ربطی به دیدن ندارد، آدم ها خدا را هم دوست دارند هنوز ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دل نگرانیهایت هنوز هم نگرانم می کند ............
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آخــــــــــــــــــــــــی ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خوش به حال باد...! گونه هایت را لمس میکند و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد .......
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دردم می آید وقتی ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است... به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی...