♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اين روزها پرم از لحظه هايی كه دوستشان ندارم ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مثل هر شب دوباره میخندد .. پیش رویم نگاه زیبایت .. یاد آن چشمها که می افتم .. از دلم میرود بدی هایت !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مـــــــــاه تو بودی .. چاه من . من خودم بودم ، تو فقط تصویرش !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من اگر دختر نفرین شده اندوهم.......یا که از نسل گلی هرزه میان کوهم...... تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی............ که فقط لایق آتش زدنی ........... من همان قاب تهی خسته و بی تقصیرم که برای تو و تصویر دلت می میرم
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ... ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺝ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ... ﺗﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻫﺪ... ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﻨﻢ... ﺟﻮﺍﻧﯿﻢ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﺮﺩﻡ... ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﻢ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آن روز که <می شکستم> ، میدانستم که از کاسه ی <شکسته> آب نخواهی خــورد ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
غـــرورم شکست.. دلم هم.. اما آنچه شنیدی ، صدای اینها نبود ! سقف ِ <آرزوهایم> بود ، که بر ســرم ، آوار شد ...!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام..!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتی که دیر رسیدم و با دیگری دیدمت فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر است از دیر رسیدن . . .