♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مرد ِمن ! جُز تو که دستات واسه من مثل وطن بود ، کی می دونه که نوشته ، زندگی نامه ی من بود ؟! کی می دونه ؟ کی می خونه ؟ چه کسی دل می سوزونه ؟ واسه این شب پره یی که ، فکر پروانه شدن بود !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آدمایی که ساکت سوار تاکسی میشن و تا مقصد از پنجره بیرون رو نگاه میکنن.. آخرشم ، بدون ِ هیچ حرفی ، کرایه رو میدن و میرن... آدمای خسته و دلتنگی ان... سر به سرشون نذارین ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
روزهایم را خیابانهای شهر میگیرند.. شبهایم را ، خوابهای <تــــو>... بیولوژی هم نخوانده باشی میفهمی چه <مرگم> شده است ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بذار در ِ گوشِت بگم: میخوامت ! این خلاصه ی تموم ِ حرفا و جُرمای عاشقونه ی دنیاست !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دیـــــر نـکن... دلــــــم را آب دادم ! آمـــاده ي قـربـانــی ســـت ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سكوت ِ سرد فاصله ها ، تنم را مي لرزاند ، به ياد روزهايي كه <بودنت> را نفهميدم ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کاش روزی برسد که قطره ای از اشکم در چشمان تو باشد آنگاه شاید بفهمی دنیا از چشم من یعنی چی؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شاید کسی که بین غزل های من گم است .. در فصل های زندگی ام فصل پنجم است !! یا نه درست مثل خودم لاابالی است .. از مردمان غمزده ی این حوالی است !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهی نمیشود بِســـــــــــــــــرایم؛ وقتـــــــــــی تو، دورتـــــــــــرین اتفاق جهانی و مـــــــــــــــــن ناتوانترین شاعران زمینم...