♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!! خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!! او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت.....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چه میشود کرد ! آدم است دیگر... دلش را گاهی نمی داند ... کدام گوشه ی دلش بگذارد..!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
میراث رفتنت منم ...و این کوچه های مکرّر در پرسه های بی نشان من به دنبال کسی می گردم کاش ! دستم را رها نمی کردی ! تو آیا ... مرا ندیده ای... ؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
عـــشــق و شــــعور و اعتبار.... کالای بازارِ کـــساد......!!.سوداگران در شکل دوست ...!بر نارفیقان شرم باد... !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نشسته ایم بـا هم نقطه بـازی می کنیم.. خودم و دلم را میگویم !! زبان نـَفهم نمی فهمد قواعد بـازی را ! تمــام خانـه هـا را با اسم ِ <تـــــو> پر میکند ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بازی می دهم خودم را بـا این روزهـای ِ لعنتی.. تــا دلـم نفهمد <تـو> نیستی که بـه بازیش بگیـری ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چگونه دست دلم را بگیرم و در كنار دلتنگیهایم قدم بزنم، در این خیابان كه پر از چراغ و چشمك ماشینهاست ...نه آقایان: مسیر من با شما یكی نیست، از سرعت خود نكاهید! من آداب دلبری را نمی دانم !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
میخواهی از "سَرم" بیفتی ، بیفـت ! میرسی به دلــم ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دیوانه ها را دست کم نگیر ! ممکن است آرزویی داشته باشند.. به زیبایی ِ تــــــو ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گاه جلوی اینه می ایستم... خودم را در ان میبینم ...دست روی شانه هایش می گذارم ...و میگویم چه تحملی دارد ...دلت...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دست از پا خطا کنی" تعــــــویـــض" می شوی!!! مراقب خودت باش... همین حوالـی, کسی "شبـیــه" توسـت .....!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من از این دنیا که پر از نیرنگی است که پر از خاطر بد که پر از حس دروغ من تنفر دارم و از این لبخندی که به زور است به روی لبهام من تنفر دارم من میان رنگها من از آن رنگ تنفر دارم که کشیده است خدا روی سقف دنیا و از آن رنگ که دریا به خودش می گیرد چون که یک روز یکی با دو چشم آبی قلب من را بشکست
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از بــــدرقه کردن خسته ام دلم استقبال می خواهد یکی "بیاید" لطفـــــا .....!