♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چنــد ساعتي با هم بوديــم! من بــه تــو نگــاه ميکردم .. و .. تــو به ساعتت ؛ تـــو قرار داشتي و .. من بي قــراري
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کاش چشمانت اینجا بود.. شبم را خوش ، روزم را به خیر می کرد ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
صداي سكوتت ، مثل كشيدن گچ روي تخته سياه ! روحم را.. وجودم را.. احساسم را.. مي سايد... لعنتي ، لب وا كن ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
میخواهم... این راهی که من و تو آمده ایم را ، از ابتدا ویران کنم ! تا هیچ کس ، به اینجایی که ما رسیده ایم نرسد ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلم گرفته است... پس کجاست شانه ای برای بارش ...!؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چمدانم را بستم... وقتي به بن بست نگاهت رسيدم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من آموختم که افسـوس گذشتـه و تــرس از آینـده دزدهای دوقلــویی هستند که لـذت لحظه حـال را از ما می دزدند !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من آموختم که خوب بودن هیچ هزینه ای ندارد !!!!!!!!!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من آموختم که گــاهی اوقات سکــوت بیشتـر از نصیحت طرف مقابل را آرام می کند!