♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ای! اهالی رویا نشین سرزمین من...........................آیا در کوچ شبانهی خویش، مردی را ندیدهاید به هیئت آیینه، که پریشان و بیقرار، به دنبال ستارهی خود میگردد؟ ندیدهاید؟!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سنگی بینداز به ته دنیا شاید آخراین چاله را فهمیدی............................
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من در انتظار هدیهای از جانب تو.......................
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نزدیکی هایمان کجاست؟!...............................که به یاد تو فاصله را دراغوش می کشم
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پایان این حکایت خندانیست. من عاشق او بودم و او عاشق او…!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و اشک من ترا بدرود خواهد گفت.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
باز طوفان شب است..........دریا ناآرام..........دل من اما...............
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مرا دو چشم به راه و دو گوش بر پیغام ...تو فارغی و به افسوس میرود ایام... شبی نپرسی و روزی که: «دوستدارانم ....چگونه شب به سحر میبرند و روز به شام ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو تنهایی قلبم .....یه شب نقش تو افتاد ...........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
روزگاری که جنون رونق بازارم بود .....تو نبودی که بیایی به خریداری من ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
می دانی بهترین ورزش برای قلب چیست؟ این كه خم شوی وتا آنجا كه می توانی دست افتادگان را بگیری ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
واقعیت را جا می گذاریم هر روز صبح ....پشتِ درِِ اتاق ِگریم ...... از بس که آدم ها واقعی بودنمان را دوست ندارند .....