sadegh
این روزها... بیشتر از قبل ،حال همه را میپرسم... سنگ صبور غم هایشان میشوم... اشکهای ماسیده روی گونه هایشان را پاک میکنم اما... یک نفر پیدا نمیشود که دست زیر چانه ام بگذارد... سرم را بالا بیاورد و بگوید: حالا تـــــــو برایمــــــ بگو
sadegh
یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید !
farnaz
این همه تلنگر چیه به ما میزنی برادر؟؟؟؟
manam,
13 سال و 4 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل