مونا
لبخندهای مرده ی"باید قبول کرد!" وقتی سکوت حس غم انگیز رفتن است من از تمام فاصله ها دور می شوم یک مشت حس لعنتی خوب در من است!
مونا
قهوه تلخ به خوردمان می دهند تا فراموش کنیم شیرینی عشقمان را . دلم یک فنجان چای می خواهد با طعم تو...
مونا
مردن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها گر چه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله هاست
مونا
صفایى بود دیشب با خیالت خلوت من را .. ولى من باز پنهانى تو را آرزو كردم ...
مونا
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! " پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: ..." مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! " ... عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز
مونا
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست ؟ من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست ؟ از تو هم دل کندم و هرگز نپرسیدم ز خویش چاره ی معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست . . . ؟
مونا
آدم به خدا خیانت کرد! خدا درد آفرید! غم آفرید! تنهایی آفرید! بغض آفرید! اما راضی نشد! کمی فکر کرد! و آنگاه عشق آفرید! نفس راحتی کشید! انتقامش را گرفته بود از آدم …!
مونا
باز یقه ام را چسبیده ای… که برایم شعر بگو، معشوقه… شعر تویی این نوشته ها بهانه اند…
مونا
برای من از دور دست تکان نده ، من تو را همین نزدیکی گم کرده ام . . .
مونا
تو برو پیچک من ، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ، رو پیشانی من چیزی نیست ، غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی .
مونا
لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانهتر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما ميخندد از پيله درآمديم و پروانه شديم....
مونا
من ریسمان عشق ترا پاره می کنم.شاید گره خورد و به تو نزدیکتر شوم...
مونا
سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه
و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني .......
مونا
در تنور عاشقي سردی مکن ، در مقام عشق نامردي مکن حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .
مونا
زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . .