Sajad
دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم فقط یـادت باشد کلیـد را جایـی بـگذاری که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند...
Sajad
بعضی از نگاه ها ، صدای قشنگی دارند...!
Sajad
فرقي نميكند ،
بگويم وبداني ،
يا
نگويم ونداني .
فاصله دورت نميكند ، وقتي
درخوبترين جاي انديشه ام جاي داري ...
Sajad
من نمیخواهم که زاده آمال وتصوراتم باشی. من فقط میخوام که دوستــــم داشتی باشی...
Sajad
عمریست که من عابر این راه غریبم ، جز سایه ی خود همسفری بیش ندیدم .
Sajad
دلــــم پرواز میخواهـــد .... از جـــنس رهـآ شـدن ....
Sajad
خودم را که خلاصه می کنم می شوم یک کف دست خاک ...
Sajad
مــیان میــرن میگـــذرن روزایِ سختِ زندگـــی.. غـــم ِ شان را مخور ...
Sajad
سکوت میکـُنم ... چـون هیچ کلــمه ای بـرای توصیف حـال پریشـانـم وجـود ندارد .
Sajad
غصه هم خواهـــــــد رفـــت ...
Sajad
شاه ِهمه خوبان سخنگوی غزل ساز ....اما به در خانه ی عشق تو گدا من
Sajad
بی بهانه در خاطرمی وفراموش نمیشوی شاید دوست داشتن همین باشد.....