Sajad
بی”تو” کنار این خاطره ها نشستن دل می خواهد. که من ندارم…باور کن!
Sajad
رسیدن،چیزی را درست نمی کنه وقتی قرار نیست پا..به..پایم بیایی…
Sajad
من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم… سینه مالا مال درد ولی دلی بی کینه دارم…
Sajad
دنیا یک روزنامه است با تیتری بهاری که یه روز اونو تو ایستگاه جا میذاری...
Sajad
وفا را باید از نیلوفری آموخت که به دور هر شاخه ای که می پیچد،دور همان شاخه می میرد…
Sajad
قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنیه زندگی ام از عهده ی داشتنش برآید…
Sajad
ھنوز گآھے … مرا به جآنت قـسمـ مے دھند ، نگآہ کن ، ھـمــه مے دانـند کــ برایمــ ھــمیشـگے تـریــنے !