Sajad
هیچکس مجبور نیست انسان بزرگی باشد تنها انسان بودن کافی ست . . .
Sajad
در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
Sajad
آیا در رؤیاهایتان ، سبکبالی و لذت پرواز روح را احساس کرده اید ؟ شب قدر، رؤیایی است که به حقیقت می پیوندد . . .
Sajad
با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم / دانم که در به رویم وا میکنی به آهی ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی پسندی تقدیر کن نگاهی . . . التماس دعای ویژه
Sajad
از تن خشک شاخه ها توقع جوانه نیست / اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست . . .
Sajad
نترس از هجوم حضورم، چيزي جز تنهايي با من نيست . . .
Sajad
سخن ، آغاز گفتن نیست ، نگاهی میشود گاهی کلام اولین دیدار . . .
Sajad
يکي ميدونه كه دوستش داري، يکي نميدونه دوستش داري! بيچاره اوني که فکر ميکنه دوستش داري!!
Sajad
گــاهـــی پـــــروانــه ها هــــم اشـتـبــاهی عـــاشـــــق مـی شـــونــــد بـجـای شــــمــع گــــرد ِچـــراغــهای بــــی احســـا س خـیـابـــان مـــی میـــرنـــد
Sajad
بعضي عشقا مثل حضرت نوح مي مونن ( بعضيا از ترس طوفان ميان پيشت) بعضي عشقا مثل حضرت آدمه ( خوبيش اينه كه اولين عشقته ) بعضي عشقا مثل حضرت ابراهيمه ( بايد همه چيزتو قربوني كني ) بعضي عشق ها هم مثل حضرت مسيحه ( آخرش به صليب كشيده ميشي) بعضي عشق ها هم مثل حضرت موسي هستن ( تا يه كمي دور ميشي يه گوساله مياد جاتو مي گيره )
Sajad
به خدا تا اندازه ی امیدوار باش که جرات گناه کردن پیدا نکنی و از اون تا اندازه ی بترس که از رحمت اون ناامید نشوی . . .
Sajad
مردم هم مثل ميخها, وقتي جهتشان را گم کنند, تاثيرشان را از دست ميدهند و شروع به خم شدن مي کنند
Sajad
وقتی کسی اندازت نیست ، دست بـه اندازه ی خودت نزن . . .
Sajad
من ، تو ; ما یادت هست ؟ تمام شد … حالا : تو ، او ; شما من هم به سلامت . . .