Sajad
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد
Sajad
از همان اول داستان،قصه ی ما را لو دادند...یکی بود...یکی نبود
Sajad
سخت است میدانی....? اینهمه دل در دنیا هست, که هیچ کدام برایم تنگ نمی شود
Sajad
پارسال با او در زیر باران راه میرفتم امسال راه رفتن او را با کس دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم. شاید باران پارسال اشک کس دیگر بود
Sajad
عاشقي اولش خوبه آخرش سخته / نيست کنارم ، رفته خيلي وقته
Sajad
در کودکی خوانده بودیم” آن مرد درباران آمد”؛ غافل ازاینکه تاآن مرد نیاید، باران نمی بارد
Sajad
کمبود محبت شدید: نون هم نشدیم یکی از روزمین برداره بوسمون کنه.
Sajad
بزرگ شديم آخرشم نفهميديم اين بچه هاي مردم كيا بودن كه تو همه چيز از ما موفق تر بودن!!!!
Sajad
میری خودکار بیک میخری ۱۰۰ تومن،ولی لاک غلطگیر ۸۰۰ تومن. تو این زندگی حتی رو کاغذ هم اشتباه کنی برات گرون تموم میشه. پس دقت کن
Sajad
توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته: ۱- همسر ۲- هندوانه
Sajad
جمعه یعنی یک غروب وعده دار، وعده ترمیم قلب یاس زار، جمعه یعنی مادر چشم انتظار، درهوای دیدن روی نگار. جمعه یعنی یه سماء دلواپسی، می شود مولا به داد ما رسی؟
Sajad
بهترین دوست کسی است که بتوانی با صدای بلند در برابرش فکر کنی
Sajad
کسی که به امید شانس نشسته باشد،سالهاست مُرده است.
Sajad
در زندگی وقتی کاری برای انجام یا چیزی برای عشق ورزیدن یا بارقه ای برای امیدوار بودن داشتید ، آن گاه بدانید فرد شادی خواهید بود .