aynor
این قلب دشت سر سبز تابستان نیست شاخ و برگ عشق اما چه انبوه است بر آن.
aynor
لبت خندان....دلت شاد....ارزوئی بیشتر از این ندارم........
aynor
تو را به هر دلیل....بی دلیل.....میخواهم.........دلیلِِ بودنم.......
aynor
همانند موجی که سر در پی خفیف ترین وزش نسیم می گذارد،آیا اینگونه باید همواره به دنبال تو باشم؟
aynor
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی ...وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی فقط نیم نگاهی میکردی . . .
aynor
کوچکتر که بودیم ایمانمان بزرگتر بود..... بادبادک میساختیم نمی ترسیدیم باد نباشد.....
aynor
با توام ، با تو ای مخاطب خاص !! این نوشته برچسب تو را گرفته است !! قامت خمیده ام را نگریستی فرار کردی...؟ یا... چشمان ِ ساکت ِ سردم را...؟
Sajad
در فراقت آهنگ قلبم در غم است / بی صدا می خندم اما روزگارم درهم است . . .
aynor
همیشه در عجب بودم که چرا در جاده ی عشق پا به پایم نمی آیی؟!! حتی وقتی که اهسته و پیوسته رفتم ... ...... دیر زمانیست فهمیده ام ریگی که در کفشت بود تو را می آزرد !!
aynor
بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم ......باشد که نباشیم و بدانند که بودیم......
بلند ترین شاخه درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهائیست . . .
15 سال و 2 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبل