aynor
این لحظه هایِ تلخ...پس کِی تموم میشه......
aynor
توی نگاهِ مادر یه عالمه دعا هست.........
ßάßάk яєzάiє
توسط موبایل
من رفتم بخوابم شب خوش بای
aynor
حالا دستام مونده و تنهائیِِ من..........
Sajad
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه شب که از راه می رسه غربتم باهاش میاد توی کوچه های شب باز صدای پاش میاد من غمای کهنمو بر می دارم که توی میخونه ها جا بزارم میبینم یکی میاد از میخونه زیر لب مستونه آواز می خونه مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه گرمی مستی که میاد توی رگ های تنم می بینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم کی میاد به حرفهای من گوش بده آخه من غریبه هستم با همه یکی که آشنا میاد به چشم من ولی از بخت بدم اونم غمه مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه خسته از هر چی که بود خسته از هر چی که هست راه میوفتم که برم مثل هر شب مست مست باز دلم مثل همیشه خالیه باز دلم گریه تنهایی می خواد بر می گردم تا ببینم کسی نیست میبینم غم داره دنبالم میاد مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه
Sajad
●••▪· تشکیل پرونده برای یک سفرهمیشگی ●••▪· (دیدگاه)
هر که دیوانه نشد از عشق تو عاقل نیست / آنکه نشناخت تو را معرفتش کامل نیست
15 سال و 2 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 5 دقيقه قبلسجاد خیلی ممنون که همراهی.....هرکه دل دید پشیمان شد از اندیشه ی ما.....
15 سال و 2 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 54 دقيقه قبل