Sajad
خدايا تو با من بمان .... كه محتاج ماندن خلقت نباشم . . .
Sajad
چه غریب است افتادن دلی ساده میان رفت و آمد مردم رنگ به رنگ ...
Sajad
دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن / خودشو تو مرده ها جا زد و رفت . . .
Sajad
سنگ هایـی کـــه من از یادِ تو بر دل میــــزدم خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم . . .
Sajad
گـاهــی نمـی دانــی ... از دسـت داده ای .. یـــا ، از دسـت رفـــتـه ای.. !!!
Sajad
از تنها بودن راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیستم.
Sajad
زبان استخوان ندارد،ولی استخوان رامیشکند!
Sajad
سخت است حرفت را نفهمند/سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند/حالا می فهمم که خدا چه زجری می کشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ ! اشتباهی هم فهمیده اند . . . ! هـ ـ ـ ـعـی
سلام سجاد
14 سال و 5 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 40 دقيقه قبلسلام آینور
14 سال و 5 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبل