Sajad
یـک تـکـه آسـمـان کـلـنـگـی خـریـدارم / روی ایـن خـاک بـوی زنـدگـی نـمـی آیـد
Sajad
توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ….. زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد به ثروت هر آن ابله بی سواد …… به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود
Sajad
تا پاییز هست،/ بیقراری دل پابرجاست... /صبر کن تا زمستان، /اگر دلی مانده باشد
Sajad
من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم؛ زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند....
Sajad
از مــــــــــا دو تن ... تنها یکی پرید و دیگری پرپر شد ... تقصیر ما نبود که هـــــر دو .... پروانه یک پیله بودیم !
Sajad
عمری فرشته هم که باشی یک اشتباه ، فقط کافی است یک اشتباه از تو ببینند تا از تو ابلیس بسازند ...
Sajad
سلام و شب بخیر بر دوستان..
Sajad
خدایا ! من را در برابر بعضی از دوستانم محافظت کن خودم از عهده تمام دشمنانم بر میآیم . . .
Sajad
گاهی جوانی ؛ در بیست سالگی میمیرد ، ولی .... سال ها بعد به خاک سپرده می شود ... !!!
Sajad
یوان چایی روی میز در انتظار یک بوسه است نه تو می آیی و نه او گرم می ماند ... چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است...
Sajad
کاش میشد میفهمیدی قهرمیکنم تا دستم رو محکمتر بگیری و بلندتر بگویی بمان نه شانهایت را بالا بیندازی و بگویی هرطور راحتی ...
Sajad
بیا و دست کم برای غروبم کوه باش ...
Sajad
فتح شدن من به دست تو داستانِ تکراریِ بغضهای شبانه است ...