Sajad
دعاي شب كودك: خدايا ! خودت مي دوني آب كم خوردم، جيش هم كردم، پس كمك كن صبح كتك نخورم آمييين
Sajad
با دستات يه پروانه ميگيري ، ميخواي ببيني زنده است يا نه انگشتاتو باز ميکني ، فرار ميکنه ، محکم ميگيريش ميميره. دوست داشتنم يه چيزيه مثل همين باشي
Sajad
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، ديوانه هيچ نداشت و گريست، گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد، اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است
Sajad
عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده - شکسپیر
Sajad
گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت..... با جدايي مرد
Sajad
از شانه ام پرید ... بر شانه ایی دیگر نشست ... نگرفتمش . . . بالش می شکست
Sajad
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . . .
Sajad
خیلی وقتها ،... خیلی دیر آدمهای اطرافت را می شناسی ... آنوقت تازه یاد می گیری به خیلی ها بگویی ... لطفا جلوتر نیا...
Sajad
فاصله گرچه دست های ما را از هم جدا کرد ولی خوشحالم که جـرات ندارد به دل هایمان نزدیک شود
Sajad
خدایا تو خیلی بزرگی و من خیلی كوچك جالب اینجاست كه تو به این بزرگی هیچ وقت من رو به این كوچیكی فراموش نمیكنی ولی من به كوچیكی توبه این بزرگی رو گاهی فراموش میكنم
Sajad
به یكى گفتم قلب شكسته نمى خرى گفت اكه ارزش داشت نمى شكستش
Sajad
انقدر رسم وفا مرده كه ترسم اگر روزي ليلي هم زنده شود يادي ز مجنون نكند...
Sajad
به شانه ام می زنی که غم هایم را بتکانی؟ به چه دل خوش کردی؟ به تکاندن برف از شانه ی آدم برفی؟!!!