بسم الله را گفته و نگفته شروع کردم به خوردن. حاجی (حاج ابراهیم همت) داشت حرف می زد و سبزی پلو را با تن ماهی قاطی می کرد هنوز قاشق اول را نخورده، رو به عبادیان کرد و پرسید: عبادی! بچه ها شام چی داشتن؟ - همینو - واقعاً؟ جون حاجی؟ نگاهش را دزدید و گفت: تُن را فردا ظهر می دیم. حاجی قاشق را برگرداند. - حاجی جون به خدا فردا ظهر بهشون می دیم. حاجی همینطور که کنار می کشید گفت: به خدا منم فردا ظهر می خورم.
امام صادق علیه السلام فرمودند امام علی علیه السلام هر گاه برای سخنرانی بالای منبر می رفتند می فرمودند: بر مسلمان است که از رفاقت و برادری سه شخص دوری کند... 1ـ شخص هرزه که در گفتار و کردار بی باک است و رعایت اسلام را نمی کند... 2ـ کم عقل ...3ـ دروغگو ....اصول کافی ج2 ص376
یه بار رفتم تو اسباب بازی فروشی که برای پسرم یه ماشین بخرم آخه پسرم مغازه اسباب بازی فروشی رو دیده بودو......مام....رفتم گفتم یه دونه ازون ماشین فلزیا رو که ضد ضربه و ضد خراب شدنه بدین...پسره دست کرد از بین همه ماشینای مختلف ماشین پلیسو به من داد بش گفتم خب شاید اون ماشینای دیگه بهتر باشه مثلا اون وانت گاوچرونی...گفت نه من میدونم پسر شما از این خوشش میاد...پسرم اومد تو مغازه گفتم بابا جون کدوم ماشینو میخوای این وانته خوبه؟...گفت نه من اون ماشین پلیسرو میخوام.....بعد پسره گفت نگفتم حاجاقا من روانشناسی خوندم
قسمت مباد که به فتوای نان و نام/ مشغول آب و دانه بگردد کبوترم/ ای آسمانیان که زمین جایتان نبود/ مانده است خاطرات شما لای دفترم/ باشد حرام شیر حلالی که خورده ام/ روزی اگر ز خون شما ساده بگذرم/ شادی روح شهدا و امام شهدا (صلوات)
کلافه بود.نگاهش را از رزمنده ها می دزدید.مجنون زیاد شهید گرفته بود،اما هنوز تشنه بود! بچه ها از شدت عطش،قمقمه هاشان را با آب لب هور که پر از جنازه بود پر می کردند. ابراهیم که این منظره را دید،رنگش پرید.هفت هشت تا قمقمه برداشت و زیر آن آتش رفت وسط هور.آن روزها خیلی ها گریه او را دیدند و دعایش را که از خدا می خواست ببردش،شنیدند..... شهید محمد ابراهیم همت
سلام دوست عزیز .از اینکه برام نظر گذاشتی ممنون.باید در نظر داشت که اصول اعتقادی ربطی به ارزونی یا گرونی نداره.ما جایگاه رهبری و حمایت ایشان را مادی و دنیایی نمی دانیم بلکه در راستای دین و مذهب ما تعریف شده است که کوتاهی از این موضوع بازخواست ما رو در قیامت به همراه داره.مثل کسانی که در کربلا حضرت سید الشهدا رو تنها گذاشتن و به ارزونی و گرونی دنیای خودشون مشغول شدن
درود علی جان....
ولی خانه ای که از یک در فقر ونداری وارد بشه از در دیگه ایمان واعتقاد بیرون میره(فکر میکنم از مولام علی باشه)
انسان آزاده برای اعتقادی جان میده که به درست بودنش ایمان داشته باشه..
... وای از اعتقادی که با تعصب آمیخته شود