تو فراموش نکن مرغ عشقی که اسیر قفس است و ندارد آواز من فراموش نکردم که دلم مانده با این همه راز * تو فراموش نکن که حقیقت شب یلدای من است تیره و سرد و سیاه من فراموش نکردم قسَمی که تو خوردی سر راه * تو فراموش نکن آن چه دیدی زِ من و از غم من که نگفتم به کسی من فراموش نکردم که هنوز مانده تا هم نفسی * تو فراموش نکن خانه ای را که پر از یاد تو است همچنان منتظرم * من فراموش نکردم قدمی که تو برداشته ای سوی دلم * تو فراموش نکن گرچه آن روز گذشت... که تو رفتی و هنوز... مانده برگشتن تو... * من فراموش نکردم غم آن لحظه سرد دیدن ِ رفتن ِ تو... * تو فراموش نکن
یک عالمه حرف برای گفتن روی دلم سنگینی کرده .. .. کاش بودی تا برایت میگفتم .. .. فقط کاش بودی .. ..کاش برای همیشه بودی.. ..باور کن حرف هم نمیزدم.. ..چیزی نمیگفتم که ناراحت بشی..
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبل