مارین کورپس اهل سان دیگو ۴ سال پیش در طی یک عملیات و منفجر شدن بمب پاهایش را تا زانو از دست داد اما با وجود ناتوانی اش وقتی به خونه برگشت با کلی آشنا شد و این زن بدون توجه به وضعیت مارین سال گذشته با وی ازدواج کرد. این تصویر به تازگی از مارین وقتی که به دیدار خانواده اش میرفت گرفته شد که باعث استقبال میلیون ها کاربر از سراسر دنیا از این تصویر شود وبه عنوان پربیننده ترین تصویر این ماه انتخاب گردد.
حادثهای که این عکس به تصویر کشیده و ثبت کرده است، برمیگردد به پاییز سال ۱۹۵۴ میلادی، جایی در خط ساحلی نیوجرسی… در زمانی که توفانی مهیب موسوم به کارول همه چیز را درنوردیده و اهالی حدود ۱۷۵ هزار خانه مسکونی را در خاموشی فرو برده و بسیاری را مجروح و مصدوم کرده بود… با این وجود، این مرد انگار میخواهد تکیهگاهی باشد برای نهالی که هر آینه ممکن است مقاومتش را در برابر شدت وزش این توفان مهیب از دست داده و ریشهکن شود … دوست دارم چنین انسانهایی را که در بزنگاههایی که همه مواظب آن هستند که باد کلاهشان را نبرد، خود را به باد میسپارند و میگویند: هر چه باداباد … هم آنها که از «چالش» باد، «فرصتی» برای انسانیت میسازند…
بحث بر سر اینه که میشه به معیار های مشترک رسید یا نه؟
من کی گفتم شما طبق معیارهای من ازدواج کنید؟ @parnian من برای همه احترام قائلم. حالا شما بگی اندیشکر یا اندیشگر خیلی فرق نمی کنه. سعی کردم همیشه گوش شنوا باشم.
مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون یه پسره از جلوم رد شد بهم گفت :شله زرد! محلش نذاشتم بعد که یه خورده رفتم جلوتر صدا کرد :خانوم؟ منم فک کردم میخاد چیزی بپرسه گفتم :بله؟ گفت :پشت کمرت با دارچین بنویس شله زرد نذری
بابام دو هفته س تا میرم پای کامپیوتر میاد بغلم میشینه دستمو می گیره چُرت می زنه ؟ دیشب بهش میگم این کارا واسه چیه ؟ میگه تلوزیون گفته فرزندان خود را در دنیای مجازی تنها رها نکنید !
یارو میره مهمونی ، شب موقع خواب صاحب خونه بهش میگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق نی نی خوبه؟ یارو با خودش فکر میکنه کی حوصله گریه بچه داره. بعد به صاحب خونه میگه: نه ممنون همینجا تو حال خوبه! ... صبح پا میشه بره دستشویی یهو یه دختر خوشگل با لباس خواب میبینه .. میگه: شما دختر فلانی هستی ؟ اسمتون چیه؟ دختره میگه: نی نی. اسم شما چیه؟ میگه: من ..خرگاو الاغ نفهم بیشور
روزی در یک اتوبوس پشت سر راننده یک پیرزن نشسته بود و هر چند دیقه به راننده میگفت : ننه مغز بادام میخوری و راننده جواب میداد بله و میگرفت و میخورد وبعد از چند دفعه گرفتن مغز بادام و خوردن یکدفعه پرسید ننه جون این بادامها رو از کجا میاری و چطوری مغز میکنی و... پیرزن جواب میده :ننه اینا مغز شکلات هستند و من کاکائوهاشو میک میزنم و چون دندون ندارم مغزه بادومهاشو میدم به تو
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 38 دقيقه قبل