من حرفامو زدم ...کارم به خواهش هم کشیده... خیلی میخواستم باهام باشه ولی نفهمید... روز اخر من وقتی باهاش حرف میزدم دستامو از عصبانیت میزدم به دیوار هنوز کبودیش روی دستام مونده ... دیگه چیکار کنم... وقتی نمیخواد... وقتی با یکی دیگه راحته.... وقتی دوست نداره و دلش یه جای دیگه اس...میذارم بره دنبال خوشیاش ....این موضوع برای من تموم شده اس...
تو پاتو کلا از این جریان بکش بیرون...اصلا نمیخواد هیچی بگی... منم دیگه کاری به کارش ندارم...زور که نمیشه...اونم باید بخواد که متاسفانه نخواست..خیلی برنامه ها واسش داشتم فرصت نشد بهش بگم... دیگه راجبش با من حرف نزن رزیتا...
بیتا مشکلش نه منم نه رزیتا نه اون نه اون زنه
همش الکی میگی که از کسی ناراحت نیسی و با کسی مشکل نداری تا کسی از دستت ناراحت نشه
حرف دلتو نمیزنی یه روز بدجور سرباز میکنه این خودخوری
یه سری افراد هر کار زشتی که دوست دارن میکنن و با همه رفاقت برقرار میکنن اسمش هم میذارن دوست صمیمی و جنبه. بیچاره شوهراشون چه گناهی کردن که باید همچین زنهایی داشته باشن
#آبی تر از دریا ها /هم لهجه ی بارونم/رنگ زمین نمی شم/از جنس آسمونم/آبی رو خواب می بینم/آبیرو فکر می کنم/با واژه های آبی/ از زندگی می خونم/ با آدم ای آبی دنیا قشنگ تر می شه
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 25 روز و 5 ساعت و 46 دقيقه قبل