پرنده ام سخت هراسان و چشم نگران
بر شاخه هوش سبز بهار
میخواند
از گل و غنچه های سرخ انار
گر خدایی
بوسه میکارد بر مهر زمین
در پر پرنده
من بال خواهم شد
به نوایش
پر کشم تا چشمه و آبشار
پرنده ام در هراس از روزگار شوم
چه بخوانم به مهر
تا گیرد دل آرام و قرار
پرنده جانم
تا مرا جان است و زبان
ناله میخوانم
براین دشت و لاله های بی نشان
مهر تو
در دل دارم بسیار
ای مرا امید شبهای تار
بهار زمین رسیده دگر
بذرهای در خاکم جوانه نکرد
دریغ و درد
گلی بر این دشت
ننشست ببار!
آخ رضا نمیدونی دیروز چی کشیدیم!!5صبح حرکت کردیم،10 جایگاه نشستیم،بدون هیچ استراحت 10 شب حرکت کردیم برگشتیم!!!پشت فرمون بودم هم رفت هم برگشت،موقع برگشت 1کلمه حرف نزدم از عصبانیت...حیف این همه تماشاگر!20هزار هم پشت در موندن!!!!
اتفاقا" دیروز کامنتایی که با گوشی میفرستادی رو دنبال میکردم تو سایت.. تو دلم میگفتم خداکنه ارزش این وقت گذاشتنو داشته باشه این بازی و با دل ِ شاد برگردین.. بهرحال این چیزا تو فوتبال هست و همین اتفاقاتِ که فوتبال رو قشنگ کرده.ولی کاش دیروز رویِ خوشش رو بهتون نشون میداد.. بهرحال همه چی تموم شده . باید بفکر فصل ِ جدید باشین.. من خودمم دوس دارم دوباره آبی و قرمز پرچمدارای ِ فوتبال مملکت مون باشن چون تا این دوتا تیم قوی باشن تیم ملی مونم تو اوجه ...
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 25 روز و 50 دقيقه قبل