samsha(افتخار دنبالر)
حالا که رفته ای دل دلیل می آورد و عشق گریه می کند با این همه جای خالیت پر نمی شود نه با خیال و نه با خاطره
samsha(افتخار دنبالر)
حالا که رفته ای
هیچ راهی
مرا به جایی نمی برد
در حافظه ام می چرخد
همه کلیدها را گم کرده ام
samsha(افتخار دنبالر)
تو با من چه کرده ای امروز صبح سپیدی موهایم دو برابر شده بود به تنها آینه کوچک خانه ام خیره ماندم دیگر ظاهرم هم حریف دلم نمی شود نمی تواند خودش را نشان ندهد نمی توانم صورتم را سرخ نگه دارم آخر دیگر دستانم هم توان سیلی زدن ندارند
samsha(افتخار دنبالر)
روزهای نبودنت نه عقل باران را دارم و نه حال این هوای نمدار عاشقانه وقتی نیستی دلم یک روز سرد و بی تفاوت می خواهد بی تو دلتنگم و با تو بی قرار بی تو خسته ام ، نداشتنت ویرانم می کند کاش بودی تا دلم تنها نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
samsha(افتخار دنبالر)
دل تنگه عقل خاموش و را ه بن بسته و خدا خوابیده . . .
samsha(افتخار دنبالر)
هنوز عادت به تنهایی ندارم باید هرجوری هست طاقت بیارم اسیرم بین عشق و بی خیالی چه دنیای عجیبی بی تو دارم
samsha(افتخار دنبالر)
نبودنت را ، تـــــاب می آورم رفتن را ، تحمـــــّل میکنم فراموش شدنم را ، بــــاور میکنم امــــــا !!! فــــــراموش کردنــــــت... دیگر کـــــا رِ مـن نــیست !
samsha(افتخار دنبالر)
حالا که رفته ای فقط همین را بگو به چندمین درخت که رسیدم تو را بپرسم !؟ و برای چندمین پرنده یه مشت دانه بریزم تا یک راست بیایم و بر سنگی آوار بشوم که سر بر سینه ات گذاشته است؟
samsha(افتخار دنبالر)
امروز روی زمین فهمیدم از این جا که من ایستادم چقدر تا خودم راه؟
samsha(افتخار دنبالر)
شیشه پنجره را باران شست از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را می شوید.............
samsha(افتخار دنبالر)
دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است
samsha(افتخار دنبالر)
دستانت را طناب بازوانم کن کت بسته بيهيچ تفنگ بيهيچ فشنگ شکار تو خواهم شد.