samsha(افتخار دنبالر)
من نه عاشق بودم، و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم بودم و یک حس غریب، که به صد عشق و هوس می ارزید، من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت، گر چه در حسرت گندم پوسید، من خودم بودم و هر پنجره ای، که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود، وخدا می داند، سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود، من نه عاشق بودم، و نه دلداده گیسوی بلند، نه آلوده به افکار پلید
samsha(افتخار دنبالر)
بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم وقتی حقیقت رو گفت کلا” خاموش شدم . ..
samsha(افتخار دنبالر)
چه رسم جالبی ست ...
محبتت را می گذارند پای احتیاجت
صداقتت را می گذارند پای سادگیت
سکوتت را می گذارند پای نفهمیت
نگرانی ات را می گذارند پای تنهاییت
و وفاداریت را پای بی کسیت..!
و آنقدر تکرار می کنند که خودت باورت می شود
اما باور نکن
نه تنهایی، نه بی کس و نه محتاج ...
samsha(افتخار دنبالر)
اولین روز بارانی را به خاطر داری!!غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
samsha(افتخار دنبالر)
تو که هم دردی مرا یاری بده ، به من عاشق امیدواری بده ، اگه عشق با ما سر یاری نداشت ، تو به من قول وفاداری بده ...
samsha(افتخار دنبالر)
هر دو در بی راهه ی بی رحم عشق با دل و احساس خود درگیریم ، بیشتر از همیشه دوستت دارم گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم ،
samsha(افتخار دنبالر)
اگه بیهوده نمی ترسیدم عشق و اونگونه که هست میدیدم شاید این لحظه ی غمگین وداع قلبمو وباره می بخشیدم ، کاش ازاین عشق نمی ترسیدم . ما سزاواریم اگر گریانیم این چنین خسته و سرگردانیم ، ما که دانسته به دام افتادیم ، چرا از عاشقی رو گردانیم ؟
samsha(افتخار دنبالر)
فریاد نزن ای عاشق ، من صدایت را درون قلب خود میشنوم ، درد را در چهره ی عاشق تو با ذهن خود مینگرم . بی سبب نیست چنین فریادم ، بی گناه در دام عشق افتادم ، چه درست و چه غلط زندگی هم خودم هم تو رو بر باد دادم بی گناه در دام عشق افتادم
samsha(افتخار دنبالر)
"می نویسم از تو، از تو ای پاک ترین ، تازه ترین نغمه ی عشق تو که سر سبز ترین منظره ای ، تو که سرشار ترین عاطفه را ، نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم هستی ؛ در تمام لحظاتی که خدا شاهد اندوهم هست به تو می اندیشم و به تو می بالم و از تو می گیرم ، هر چه انگیزه درونم دارم روزها می گذرد ، عشق ما رو به خدایی شدن است رو به برتر شدن از هر حسی ، که در این عالم خاکی پیداستدوستت می دارم از همین نقطه ی خاکی تا عرش