samsha(افتخار دنبالر)
من : مامان شام چی داریم گشنمه… مامانم خطاب به بابام: شما شام میخوری ؟ بابام : نه… مامانم خطاب به من: من که شام نمیخورم بابات هم نمیخوره، خودت پاشو یه چیزی بخور… سه تا تخم مرغ نیمرو میکنم، میام میشینم پای سفره شروع میکنم به خوردن که: بابام: نمیدونم چرا گشنه ام شد، من فقط یکی دو لقمه میخورم… خانم شما نمیخوری؟ مامانم: من؟ نمیدونم… حالا یکم میخورم دیگه…
samsha(افتخار دنبالر)
من تو را به دلم قول داده ام ، نگذار بدقول شوم !
samsha(افتخار دنبالر)
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم / چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به نفسهای تو در سایه ی سنگین سکوت / به سخنهای تو با لهجه ی شیرین سکوت
samsha(افتخار دنبالر)
تعداد نفس هایی راکه درنبودنت میکشم اگر در بودنت میکشیدم از حضرت نوح هم بیشتر عمر میکردم.نفس در حضور تو غوغا میکند
samsha(افتخار دنبالر)
آنان سجاده ها را آتش میزنند و اینان بت ها را میشکنند، غافل از اینکه خدا همانست که بر لبان یک قمار باز در حال باختن جاریست…
samsha(افتخار دنبالر)
این روزها احساس بـچـه ای رو دارم که رفـتـه تـو کــوچــه تــا بـازی کـنــه ولـی کــسـی بـازیــش نـمـیــده!!
samsha(افتخار دنبالر)
ازخداپرسیدم:خدایاچه چیزی توراناراحت میکند؟خدافرمود:هروقت بنده ای بامن سخن میگوید،چنان به حرفهای اوگوش میدهم که گویی جزاوبنده ی دیگری ندارم،ولی اوچنان سخن میگویدکه انگار،من خدای همه هستم،إلااو..!!!
samsha(افتخار دنبالر)
دلتنگ کودکیم! یادش بخیر، قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت میشد!@nargesi
samsha(افتخار دنبالر)
مخاطب خاص من رفتما نمیخوای چیزی بگی؟@nargesi
samsha(افتخار دنبالر)
گناه نه؛ چاره ای نبود… طعم سیب میداد لبانت طاق زدم بهشت را با آغوشت@nargesi
samsha(افتخار دنبالر)
درفراق دوریت آهنگ قلبم درغم است/بیصدا میخندم اما روزگارم درهم است
همه اولش همین حرفو میزنن موقع خوردن میشه همه میان جلو
14 سال و 1 ماه و 29 روز و 8 ساعت و 2 دقيقه قبلاره
14 سال و 1 ماه و 29 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبل