samsha(افتخار دنبالر)
دیگر نمی نویسمت ...! هرکس.. به چشمــهایم نگاه کند! تو را خواهد خواند...
samsha(افتخار دنبالر)
ﭘﺎﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺎﯼ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺩﻟﻢ ﻫﻢ ﺗﺎﺏ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﮕﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻣﺴﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻓﺼﻞ ﯾﺦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮔﻮﯾﺎ ﺩﻝ ﻣﻦ ﻫﻢ ﯾﺦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺎﺏ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻧﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻢ ﭘﺎﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﯽ ﻃﺎﻗﺘﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺒﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﻃﺎﻗﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ
samsha(افتخار دنبالر)
دلم یک غریبه می خواهد بیاید بنشیند فقط سکوت کند من هـی حرف بزنم … … و بزنم و بزنم تا کمی کم شود از این همه بار بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه….. انگار نه انگار……..
samsha(افتخار دنبالر)
پایانم نزدیک است... نبودنم را تمرین کن.
samsha(افتخار دنبالر)
درود بر آدمهایی که؛ وقتی میفهمن؛ چقد دوستشون داری... بازم آدم میمونن!
samsha(افتخار دنبالر)
اگه كليد قلبي رو نداري قفلش نكن اگه خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري كه بسته شد ديگه بازش نكن قلبي كه شكسته شد ديگه نازش نكن بچه ها شوخي شوخي به گنجشك ها سنگ مي زنند ولي اونا راستكى ميميرند
samsha(افتخار دنبالر)
سقف آرزوهایت را تا جایی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی.
samsha(افتخار دنبالر)
اگه به اونی که میخوای نمیرسی آهسته تر برو تا اونی که تو رو میخواد بهت برسه . . .
samsha(افتخار دنبالر)
اينجاسرزمين واژگان واژگون است: جايی كه گنج،جنگ ميشود، درمان،نامرد ميشود، قهقه،هق هق ميشود، اما دزد،همان دزد است، و درد همان درد...! برآنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه ریخت،و آنچه ازدست رفت، حسرت نخور، زندگی اگر زیبا بود، باگریه آغازنمیشد ...
samsha(افتخار دنبالر)
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!...
samsha(افتخار دنبالر)
اگر کارگردان بودم صدای نفس هایت موسیقی متن تمام فیلم هایم بود...
samsha(افتخار دنبالر)
برف بیاید.. زمین سپید شود, باران ببارد.. زمین خیس شود, من از هوای تو دل نمیکنم که نمیکنم... خدای من...!؟